نگاهی به زندگی‌نامۀ مولوی محمّدمعصوم

مولوی محمّدمعصوم فزند گدامحمّد، در یک خانوداۀ فقیر؛ امّا متدّین و علم‎دوست، در روستای سپیندارزنچی از توابع یفتل پایان ولایت بدخشان، چشم به هستی گشود.

از همان آوان کودکی، در سیمایش نورِ ایمان و ذکاوت در وجودش به وضوح دیده می‌شد، بنا به علاقه‌مندی و تیزهوشی که داشت، دروس ابتدایی علوم دینی را نزد پدر بزگوارش که به ملابرات محمّد معروف بود آغاز کرد، بعداً جهت فراگیری بیشتر علوم نزد مولوی صاحب سید امان‌الله یکی از علمای معروف و بَنام شهرستان یفتل پایان به روستای لنگر رفت و نزد این عالم بزرگوار زانوی تلمذ زد.

بعد از مدتی برای فرا گرفتن بیشتر علوم و سیر و سفر در مراکز و مدارس علوم دینی به شهرستان استالف شهر کابل سفر کرد و بعداً از آنجا به کشور پاکستان رفت، مدت هشت سال تا دورۀ تفسیر در پاکستان اقامت کرد و آموزش‌های بیشتر را در دارالعلوم عثمانیه نزد عالم و شیخ بزرگوار مولوی سمیع‌الحق که اکنون در قید حیات نیستند فرا گرفت.

بعد از دورۀ تفسیر دو باره به کابل باز گشت و به مدرسۀ فاضیل بیک کابل، از جانب برخی از دوستانش دعوت شد و در آنجا به تدرس طلاب مدرسه پرداخت، علاوه بر آن وظیفۀ امامت و دعوت را نیز به دوش داشت که تقریباً مدت هفت سال را در آنجا سپری کرد که نسبت داشتن اخلاق نکو و سعۀ صدر و صداقت‌شان، خاطرات فراموش‌ناشدنی‌ای را از مردم آنجا به خاطر داشتند و همیشه از آنجا و از مردم خوب آن دیار یاد می‌کردند، بعد از آن به زادگاهش بدخشان برگشت و اشتراک در  مجالس و محافل علما و جو موجود سیاسی که باعث شده بود کفار و بقایی کمونیزم در مقابل اسلام و ملّت مسلمان و مجاهد افغانستان قدعلم کنند، به عضویت جمعیّت اسلامی افغانستان پیوست و در صفوف مجاهدین به‌عنوان یک سرباز جان‌فدا مسئولت دعوت را به دوش گرفت و مدتی زیادی را در کنار برادران مجاهد و همرزم خویش سپری کرد.

بعد از پیروزی جِهاد برحق ملّت مسلمان افغانستان و آغاز حکومت دولت اسلامی مجاهدین به صفت آمر عمومی جمع‌آوری عشر و زکوات تعین شد و مدتی را در سارنوالی و استناف یفتل در همین سمت سپری کرد.

این عالم بیدار و دعوتگر در آخرین روزهای حیاتش به صفت آموزگار در لیسۀ ذکور سپین ایفای وظیفه کرد و مسئولیت بزرگ آموزگاری را عهده دار شد، سرانجام این آموزگار دعوتگر و این عالم بیدار، به اثر مریضی که عاید حالش گردیده بود، در ماه حوت 1379 هـ ش، در ولایت کندز به لقاءالله پیوست و دار فانی را وداع گفت و در همانجا به خاک سپرده شد.

سخاوت، گذشت، صداقت، متانت، حلم و بردباری از خصلت‌های نیک  ایشان بود.

إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

روحش شاد، یادش گرامی و جایش بهشت برین باد.

_________

فرستنده: تصویر و متن، ضیاءالحق معصومی، فرزند مرحوم مولوی صاحب.

/ 0 نظر / 25 بازدید