یادی از شهید عبدالعلی دانشیار؛ مرد اندیشه و قلم.


گردآوری: خیرالله خیرخواه

امروز سی ام اسد؛ مصادف است با سالروز شهادت جمعی از شخصیت‌های سیاسی، علمی و فرهنگی کشور، در سانحۀ هوایی بامیان در سال 1376 خورشیدی؛
به همین مناسبت ما کوشیدیم، جایگاه و شخصیت یکی از آن شهدای جاویدان را در اندیشۀ نویسندگان نامی و شخصیت‌های سیاسی و علمی کشور، به بررسی و مطالعه بگیریم؛ امّا پیش از آن، بجا می‌دانم تا یک نگاه گذرا به زندگی‌نامۀ این شهید داشته باشیم.
شهید عبدالعلی دانشیار؛ فرزند محمّدیتیم از توابع ولسوالی یفتل پایان ولایت بدخشان که به روایتی در سال 1334 و به روایتی دیگر در سال 1338 خورشیدی در روستای بیدکلان یفتل دیده به جهان گشود، تعلیمات ابتدایی را نزد ملاامام قریه فراگرفت و بعداً به شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان رفت و در سال 1347 خورشیدی شامل لیسۀ پامیر شهر فیض آباد شد، در سال 1356 خورشیدی از لیسۀ پامیر فارغ‌التحصیل شد و بعداً وارد دارالمعلمین شهر تالقان ولایت تخار گردید و در آنجا سمت رهبری جوانان مسلمان را به عهده گرفت، بعد از کودتای ننگین هفت ثور 1357 خورشیدی رهسپار دیار هجرت به‌طرف پاکستان شد، دانشیار شهید جهت انجام کارهای سیاسی و فرهنگی در سال 1359خورشیدی به کشور جمهوری اسلامی ایران رفت، او در سازماندهی مهاجرین افغانستان در ایران نقش بارز بازی کرد، دانشیار همیشه دغدغۀ به پایان‌رسانیدن تحصیلات عالی‌اش را در سر داشت؛ تا اینکه در اواخر دهۀ شصت هجری توانست به دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران راه یابد و در سال 1371 خورشیدی از آنجا فارغ‌التحصیل گردد.
دانشیار پس از پیروزی جِهاد در سال 1371 خورشیدی به‌عنوان سکرتر اوّل سفارت افغانستان در تهران مقرر شد و یک سال بعد از آن به کابل آمد و در دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل به‌عنوان اسستانت به تدریس آغاز کرد، دانشیار پس از سقوط کابل به‌دست طالبان در میزان سال 1375 خورشیدی، با دیگر مُقاوَمت‌گران به شمال کشور رفت تا در مُقاوَمت برضد طالبان و اشغالگران نوین سهم بگیرد، او مجدّانه در این راه تلاش ورزید، در اسد سال 1376 خورشیدی عبدالرحیم غفورزی وزیر خارجۀ دولت اسلامی افغانستان به‌عنوان نخست‌وزیر افغانستان برگزیده شد و برای تشکیل یک حکومت فراگیر که همه لایه‌های سیاسی و قومی افغانستان در آن احساس حضور کنند، به فعالیت آغاز کرد و به دیدار و تفاهم با شخصیت‌های مؤثر در روند حوادث افغانستان در داخل و خارج کشور پرداخت، یک هیئت از مقامات بلندپایۀ مُقاوَمت او را در این سفرها همراهی می‌کردند که دانشیار یکی از آنان بود، این هیئت در خلال دید و وادیدهای‌شان در روز سی‌ام اسد سال 1376 خورشیدی قرار بود جهت انجام مذاکراتی با آقای کریم خلیلی به بامیان بروند، افزون بر دانشیار در این سفر، عبدالعزیز مراد رئیس دفتر مطبوعاتی ریاست دولت، انجینر سیّد یزدان‌شناس هاشمی، سیّدمحمّد امین سجادی، دکتور عبدالکریم زارع، استاد عارف پاک‌روان، عبدالحسین مقصودی، رحیم رفعت، حاجی عبدالقهار، توریالی فورمولی و چند تن دیگر صدراعظم دولت را همراهی می‌کردند، هواپیمای حامل‌شان حین نشستن بر فرودگاه شهر بامیان به زمین خورد و متلاشی شد و جز دو تن از سرنشینان آن - حاجی عبدالقهار و توریالی - دیگران همگی به شهادت رسیدند؛ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ.
دانشیار شهید مؤفق به ازدواج شده بود و از او سه فرزند به‌جا مانده که یک پسر و دو دختر، پسرش صهیب و دخترانش هریک بشرا و عظمی نام دارند.
از دانشیار شهید؛ مقالات و نوشته‌های فراوانی در مجلات داخلی و بیرونی به جا مانده است.
ویژگی‌ها و شخصیت دانشیار:
- شهید پروفیسور برهان الدین ربانی رحمه الله؛ رئیس پیشین دولت اسلامی افغانستان، رهبر جِهاد و مُقاوَمت مردم افغانستان و رهبر حزب جمعیّت اسلامی، در مورد شهید استاد عبدالعلی دانشیار چنین می‌گفت: «برادر شهید دانشیار؛ مانند سایر برادران شهیدش، الگوی مُقاوَمت و آزادی‌خواهی بود، او نه‌تنها یک مبارز خستگی‌ناپذیر که مرد اندیشه و قلم نیز بود، پیشنهادهای سازندۀ او در دشوارترین شرایط مُبارَزه و مُقاوَمت، رهگشای بسا از قضایای به بن‌بست رسیده‌ای بود که اکثریتِ ما از حل آن ناتوان بودیم.»
- جمعه خان خاموش شاعر پرآوازۀ سرزمین ما در رَثای شهید دانشیار چنین سروده بود:
یار دانش عالم و هوشیار بود
روی این ملحوظ دانشیار بود
نوجوان و فکر او خیلی بلند
در همه علم و هنر بیدار بود
- سیّد حبیب شاه حامد؛ رئیس بورد شکایات کمیسیون اصلاحات اداری افغانستان، در مورد شخصیت دانشیار شهید، چنین دیدگاه دارد: «از ویژگی و برازندگی‌های شخصیت دانشیار؛ جمع‌گرایی، صداقت، جرأت، انتقاد، انتقادپذیری، دید باز، آینده‌نگری، تحلیل دقیق وقایع، علم‌دوستی، جوان‌مردی و اعتقاد به اصل تفاهم بود، نبود او ضایعۀ جبران‌ناپذیر به ملّت افغانستان است.»
- آمنه افضلی؛ وزیر پیشین کار و امور اجتماعی، شهدا و معلولین و همسر شهید صفی الله افضلی، در مورد شخصیت دانشیار شهید می‌گوید: «شهید دانشیار؛ از شخصیت‌های برازنده و استثنایی دوران جِهاد و مُقاوَمت بود و تنها چیزی که برایش اهمیت داشت، هدفمندی و تحقق آرمان‌های مقدّس مردم افغانستان بود، او نسبت به خانواده‌های شهدا، احساس دل‌سوزی خاصی داشت و از فرزندان آنان دلجویی می‌کرد، هم‌چنان گفت: دانشیار اسوۀ شهامت، تقوی و وسعت‌نظر و فداکاری بود.»
- پرتو نادری؛ شاعر و نویسنده، در مورد شهید دانشیار چنین می‌گوید: «شهید دانشیار؛ به‌عنوان مرد تحلیلگر، آزاداندیش، آینده‌نگر و معتقد به ارزش‌های انسانی بود و تأسیس جریدۀ «صبح امید» را به‌مثابۀ یک جریدۀ پرمحتوی، منحصر به فرد و مُمَثّل آزادی مطبوعات در دوران حکومت مجاهدین و از کارهای درخشان این فقید عزیز در عرصۀ ژورنالیزم و مطبوعات است و باید مقالات دانشیار در این جریده به‌خاطر اهمیت و فوق‌العادگی‌ای که دارد، به‌صورتِ یک رساله چاپ و به دسترس هموطنان قرار گیرد.»
- عبدالحی خراسانی پژوهشگر و نویسنده مقیم لندن و از دوستان نزدیک با آقای دانشیار؛ در مورد شخصیت او چنین می‌گوید: «دانشیار یکی از شخصیت‌های مهم فرهنگی، تمدّنی و پرافتخار کشور ما بود، او از جغرافیای محدود زادگاهش بیرون رفته بود، به سطح افغانستان و منطقه می‌اندیشید و آروزهای بلندش لبریز از عشق به وطن و خدمت به مردم بود.»
- دکتور عنایت الله خلیل هدف؛ سابق مسئول جریدۀ المجاهدن، استاد دانشگاه و یکی از هم‌روزگاران شهید دانشیار، در رابطه به شخصیت او چنین می‌گوید: «دانشیار شهید؛ شخصیت استثنایی داشت، تعهد و رسالت‌مندی، احساسات، شور و هیجان مبارزاتی، صداقت و صراحت در گفتار و کردار، تیزهوشی و استدلال قوی، شجاعت و مردانگی، ایثار و فداکاری در مسیر جِهاد و مُبارَزه، از خصوصیت‌های شخصیتی وی بود.»
- سیّد آقا حسین فاضل سانچارکی؛ نویسنده و آگاه امور سیاسی؛ در مورد شخصیت دانشیار شهید، چنین نظر دارد: «شهید دانشیار؛ شخصیت دانشمند، فاضل، یک آدم نخبه و فکری و تحلیل قوی از اوضاع داشت.»
- محمّد صدیق چکری؛ وزیر پیشین ارشاد، حج و اوقاف، درمورد دانشیار شهید، چنین دیدگاهی دارد: «شهید دانشیار، از جملۀ دوستان نزدیکم و یک آدم منطقی و فلسفی بود، در آن زمان از توسعۀ متوازن صحبت می‌کرد که در افغانستان باید توسعه به شکل متوازن صورت گیرد، بعد از گذشت تقریباً 18 سال، امروز طرح‌های شهید دانشیار در رابطه به توسعۀ متوازن در قانون اساسی گنجانیده شده‌است؛ امّا این توسعه؛ به‌طور عملی هنوز تطبیق نشده‌است و دانشیار در این باره بسیار با دقّت کار می‌کرد، یادم هست، در وزارت سرحدات بودم که یک روز به دفترم آمد و گفت که باید از تمام کشورهای همسایه و دنیا از متخصصان دعوت کنیم تا بیایند و در رابطه با توسعۀ متوازن در افغانستان صحبت کنند و طرح‌ریزی کنند، قرار شد که در این باره یک نشست و گردهمایی در هوتل «انترکانتیننتال» برگزار شود که متأسفانه وقوع آن حادثه مجال نداد.»
- عبدالحفیظ منصور؛ نمایندۀ مردم کابل در شورای ملی و از آشنایان شهید دانشیار در مورد می‌گوید: «دانشیار؛ یکی از تحصیل‌یافته‌ها و روشنفکرهای بَنام افغانستان بود.»
- عبدالوهاب هاید عمار روزنامه‌نگار و مدیر نشرات تلویزیون نور، در مورد می‌گوید: «خدا بیامرزدش؛ شخصیت جَسور و دانشمندی بود، در شرایط کنونی افغانستان جایش خالی است.»
- نوراحمد رجاء، یکی از دوستان استاد دانشیار در مورد او چنین دیدگاهی دارد: «دانشیار را آدم بادرک و با احساس، با اندیشه، متفکّرِ توانا، متعهد، دل‌سوز، روشنفکر به‌معنای اصلی کلمه باسواد و به‌معنای دیگرِ کلمه دانشیار! یافته بودم.»
- الحاج دکتور غلام قادر؛ از هم‌کلاسان دورۀ دبیرستان شهید دانشیار در لیسۀ پامیر، در مورد او چنین می‌گوید: «او آدم دانا، بسیار لایق، همیشه از اوضاع و جریان‌های سیاسی در افغانستان آگاه بود.»
- بابای دهقان؛ برادر شهید دانشیار در مورد برادرش چنین حکایت می‌کند: «وی در میان ما یک شخص کاملاً متفاوت بود، همیشه ما را تأکید می‌کرد تا از خوردنِ بیت‌المال و حقوق دیگران؛ یعنی خوردن مال مردم برحذر باشیم و بپرهیزیم و می‌گفت: باید از مال حلال و از راه مشروع روزی خود را تهیه کنید.»
- محمّداکرام اندیشمند؛ از آشنایان و دوستان نزدیک با شهید دانشیار از او چنین حکایت دارد: «رحمت و مغفرت خداوند بر دانشیار عزیز باد! او در جوانمردی و سخاوت در میان تمام اعضای جمعیّت اسلامی که من می شناسم، منحصر به فرد بود، در حمل 1376هـ ش، با مرحوم عزیز مراد و دانشیار در معیت استاد ربانی از تالقان به مزار شریف رفتم، در مهمان‌خانۀ کود و برق مزار یک هفته ماندیم، روز اوّل حمل یا روز نوروز هرسه تصمیم گرفیتم که شهر مزار برویم، مرحوم جناب استاد ربانی برای ما ده ده لک افغانی که در آن وقت در حدود هشتاد دالر ارزش داشت، دادند؛ تا گویا هزینۀ نوروزی و معاشِ ما شود، از مهمان‌خانه در حال خارج شدن بودیم که دو نفر از مهمان‌های مرحوم مراد که وطن‌داران او بودند، وارد مهمان‌خانه شدند، هرسه برگشتیم تا چند دقیقه با آن‌ها باشیم، هردوی‌شان از افسران سابق ارتش بودند و در مزار زندگی می‌کردند، از روزگار شکوه کردند و مشکل اقتصادی خود را گفتند؛ آقای مراد برای‌شان وعده کرد که با استاد مشکل شما را می‌رسانم تا کمکی کنند، وقتی با آن‌ها خدا حافطی کردیم، دانشیار دستش را در جیبش برد و پنج لک افغانی را به یکی و پنج لک را به دیگرش داد، دانشیار آدم عجبی بود و جوانمردی شگفت‌آوری داشت، بارها چنین اتفاقی افتاده است که دانشیار تمام داروندار خود را با دیگران تقسیم کرده‌است، او یگانه آدمی در میان اعضای ارشد جمعیّت در کابل بود که هیچ‌گاه برای خود زمین و خانه‌ای از کسی نخواست و نگرفت، روح دانشیار شاد و یادش گرامی باد! وقتی از شهادت دانشیار که در تالقان بودم، شنیدم به سختی گریستم، به مزار رفتم، دانشیار را در مزار دفن کردیم و پیکر مرحوم مراد را با استاد شاداب و مولوی عبدالعزیز به گل‌بهار آوردیم، یاد آن‌ها گرامی باد!»
- خلیل فخری؛ در مورد دانشیار شهید چنین می‌گوید: «دانشیار؛ ازچهره‌های منحصربه فرد نهضت اسلامی و دیگراندیش افغانستان به شمار می‌رود، یادش گرامی باد.»
- پرویز بهمن؛ در مورد شهید دانشیار چنین می‌گوید: «خداوند رحمتش کند، مرد خیلی صمیمی، خوش‌طبع و صریح‌اللهجه و صادق بود، بنده یکی دو بار ایشان را دیده بودم، هنوز هم خاطرات طنزگویی‌هایش یادم می‌آید.»
- عزیزالله آریافر؛ در مورد دانشیار شهید چنین می‌گوید: «دانشیار صاحب و مراد صاحب؛ مردان بزرگی بودند، خداوند بیامرزدشان، دانشیار صاحب کسی بود که از نظر من بسیار فراتر از زمان خودش می‌زیست و فکر می‌کرد، به همین دلیل گاه پیشنهادهای بسیار معقولش به علّت عوام‌زدگی و عدم درک بزرگان به شوخی طنزآمیز مبدل می شد، فکر می‌کنم اگر سه نفر روشنفکر در این سرزمین بوده باشد، بی‌گمان یکی از آن‌ها دانشیار است، مرد شجاع، منتقد، روشن‌بین، سخاوت‌گر، عیّار و پابند به ارزش‌های دوستی بود.»
- عبدالشکور واقف حکیمی؛ از دوستان دانشیار شهید، در مورد شخصیت دانشیار چنین دیدگاه دارد: «عبدالعلی دانشیار؛ یکی از چهره‌های تابان و پرتحرّک نهضت اسلامی افغانستان در چند دهۀ اخیر به شمار میرود و شاید کم‌تر کسی را در حلقه‌های مُبارَزۀ آزادی‌خواهی چندین دهۀ پسین کشور سراغ کنیم که با او آشنایی نداشته باشد، یکی از ویژگی‌های بارز دانشیار؛ توانایی و هنرمندی او در نقد درونی بود، او از کار نقد به خوبی به در میآمد و در نقدش بسیار باصراحت و پرصلابت و پرشدت بود.»

روحش شاد و بهشت برین جایش باد.

 

2: شهید عبدالعلی دانشیار؛ همراه با دوستانش، عبدالحی خراسانی و میرآقا حقجو

1: شهید عبدالعلی دانشیار؛ در تهران؛

/ 0 نظر / 40 بازدید